close
دانلود آهنگ جدید
تحریف

نگــاهــی متفـــاوت بــه قرآن
A Different View on Quran

quraneasan.ir

تحریف قرآن

پست شماره 219
,

اختلاف قرائات و تحریف قرآن

 

قرآن معجزه جاودان و جهانی پیامبر اسلام است که خود تأکید دارد هرگز گرد تحریف دامن پاک آن را نخواهد آلود. با مشاهدة قرائت های مختلفی که از آیات آن وجود دارد، این پرسش رخ می نماید که آیا وجود قرائت های گوناگون به معنای ورود تحریف در قرآن نیست؟ مقاله پیش رو این پرسش و پاسخ های آن را پی می گیرد.

یکی از پدیده هایی که در تاریخ قرآن رخ نمود و آثار آن به صورت بس ضعیفی در میان مسلمانان بر جای مانده، پدیده اختلاف قرائات است. از آنجا که این امر دستاویزی برای برخی از خاورشناسان برای تهاجم به قرآن و ادعای راهیافت تحریف در این کتاب آسمانی فراهم آورده، این مقاله به نقد این شبهه پرداخته است. برای این منظور مباحث مقاله در سه بخش و بدین شرح تنظیم شده است:
1. در بخش نخست به صورت گذرا تاریخ و عوامل پیدایش اختلاف قرائات را مورد بررسی قرار داده ایم.
2. در بخش دوم ضمن تأکید بر نامبارک بودن پدیده اختلاف قرائات، گفتار برخی از خاورشناسان را منعکس ساخته ایم که پدیده اختلاف قرائات را دال بر راهیافت تحریف در قرآن دانسته اند.
3. در بخش سوم مقاله شبهه دلالت اختلاف قرائات بر تحریف قرآن را مورد نقد قرار داده ایم.

 

توجه : تمام حقوق مطالب برای قرآن آسان محفوظ می باشد.

 

پیش از پرداختن به پاسخ، لازم است مراد از «تحریف در قرآن» روشن شود. قرآن پژوهان و مفسران برای تحریف تا هفت معنا برشمرده‌اند، اما معنایی که مرکز گفت و گو شده، عبارت است از: پدید آمدن هرگونه زیاده یا کاستی در متن قرآن موجود. تحریف به زیاده، معتقدان چندانی ندارد و تقریباً نظریه‌ای متروک است. بیش‌تر بحث در دایرة تحریف به کاستی و نقصان در قرآن مطرح است که اکثر دانشمندان مسلمان – اعم از شیعه و سنی – با ردّ هرگونه ادعای تحریف این گونه در قرآن، به دلایل زیادی استناد کرده‌اند تا پیراستگی ساحت قرآن مجید را از هرگونه دخل و تصرف به اثبات برسانند. قرآن کریم معجزه جاویدان، و سند رسالت حضرت محمد(ص) است.
این کتاب آسمانی ویژگی‌ها و امتیازاتی دارد، از جمله این که از آغاز نزول تا کنون از تحریف مصون مانده، و قرآن فعلی بدون کم و زیاد همان قرآنی است که بر پیامبر نازل شده، چرا که حافظ و پاسدار قرآن، خدای قادر و توانا است: «إنّا نحن نزّلنا الذکر و إنّا له لحافظون؛ ما قرآن را نازل کردیم و ما خود نگهدار آن خواهیم بود».(1)
در این آیه خدا خویشتن را ضامن نگهداری قرآن معرفی کرده است. از این جا معلوم می شود که اگر جن و انس و تمام قدرت‌ها بر ایجاد تحریف در قرآن متحد شوند، هیچ کاری از پیش نخواهند برد. از این رو خدا فرمود: «همانا این قرآن، کتابی نفوذ‌ناپذیر است که نه از پیش رو و نه از پس، باطل به آن راه ندارد و از جانب خداوند حکیم و ستودنی نازل گشته است».(2)
دلایل عدم تحریف قرآن
1. گذشته از دلایل قرآن که در بالا نمونه‌هایی از آن اشاره شد، عدم تحریف قرآن دلایل دیگری نیز دارد. از جمله:
1. گواهی تاریخ
بنا به گواهی غیر قابل تردید تاریخ، امکان تحریف و دستکاری قرآن وجود نداشته؛ زیرا قرآن کتابی است که از روز اوّل مورد عنایت و اهتمام مسلمانان بوده است. قرآن برای مسلمانان همه چیز بوده است: قانون اساسی، دستور عمل زندگی، برنامه حکومت، کتاب مقدس آسمانی و رمز عبادت و بندگی. قرآن کتابی بود که مسلمانانِ همواره در نماز و مسجد و خانه و میدان جنگ، به هنگام رو به رو شدن با دشمنان و به عنوان استدلال بر حقانیت مکتب، از آن استفاده می کردند.
از تواریخ اسلامی استفاده می شود که تعلیم قرآن را مِهر زنان قرار می دادند. اصولاً تنها کتابی که در همه محافل مطرح بود و هر فردی را از آغاز عمر با آن آشنا می کردند و هر کس می خواست درسی از اسلام بخواند، آن را به او تعلیم می دادند، قرآن مجید بود.
با توجه به این که قرآن به صورت یک مجموعه، با همین شکل فعلی در عصر پیامبر جمع آوری شده بود،(3) و مسلمانان سخت به یادگرفتن و حفظ آن اهمیت می دادند. اصولاً شخصیت افراد در آن عصر تا حد زیادی به این شناخته می شد که چه اندازه از آیات را حفظ کرده باشند. شمار حافظان قرآن به اندازه ای زیاد بود که در تواریخ می خوانیم در یکی از جنگ‌ها که زمان ابوبکر واقع شد، چهارصد نفر از قاریان قرآن به قتل رسیدند. در داستان "بئر معونه" (یکی از آبادی‌های نزدیک مدینه) و جنگی که در آن منطقه در زمان حیات پیامبر(ص) اتفاق افتاد، می خوانیم که جمع کثیری از قاریان در حدود هفتاد نفر شربت شهادت نوشیدند.(4)
از این مطالب روشن می شود که حافظان و قاریان و معلّمان قرآن آن قدر زیاد بودند که تنها در یک جنگ این تعداد شهید شدند، چرا که قرآن فقط قانون اساسی برای مسلمانان نبود، بلکه همه چیز آن‌ها بود، مخصوصاً در آغاز اسلام که هیچ کتابی جز آن نداشتند و تلاوت و قرائت و حفظ و تعلیم و تعلّم مخصوص قرآن بود. قرآن یک کتاب متروک در گوشة خانه و یا مسجد که گَرد و غبار فراموشی روی آن نشسته باشد نبود تا کسی از آن کم کند یا بر آن بیفزاید.
حفظ قرآن به عنوان یک سنت و عبادت بزرگ همیشه میان مسلمانان مطرح بوده و هست، نیز بعد از پیدا شدن صنعت چاپ که سبب شد این کتاب به عنوان پرتیراژترین کتاب در کشورهای اسلامی چاپ و نشر گردد، باز حفظ قرآن به عنوان یک سنت دیرینه و افتخار بزرگ، موقعیت خود را حفظ کرد، به طوری که در هر شهر و دیار همیشه جمعی حافظ قرآن بوده و هستند. اکنون در بعضی کشورهای اسلامی مدرسه‌هایی وجود دارد که برنامه شاگردان آن در درجة اوّل حفظ قرآن است. سنت حفظ قرآن از عصر پیامبر(ص) و به دستور و تأکید آن حضرت در تمام قرون ادامه داشته است. هم چنین سنت قرائت قرآن در شب‌ها و روزهای متعدد و ثواب بسیاری که برای قرائت ذکر شده است. با چنین وضعی اصولاً تحریف قرآن امکان پذیر نبوده است.
2. وجود کاتبان وحی: علاوه بر همه، پدیدة نویسندگان وحی نباید فراموش شود، یعنی کسانی که بعد از نزول آیات بر پیامبر آن‌ها را یادداشت می کردند. شمار حافظان را از چهارده تا چهل و سه نفر نوشته اند.
بنا به نقل ابوعبدالله زنجانی در کتاب "تاریخ قرآن" پیامبر(ص) نویسندگان متعددی داشت که وحی را یادداشت می کردند و آن‌ها چهل و سه نفر بودند که بیش از همه "زیدبن ثابت" و امیر مؤمنان علی بن ابی‌طالب(ع) در امر کتابت قرآن ملازم پیامبر در این رابطه بودند".(5)
آنها در برخی موارد آنچه را که نوشته بودند، برای پیامبر می‌خواندند تا هر گونه اشتباه احتمالی رفع شود. کتابی که این همه نویسنده داشته، چگونه ممکن است تحریف شود؟
3. دعوت همة پیشوایان اسلام به قرآن موجود:
بررسی کلمات پیشوایان بزرگ اسلام نشان می دهد که ایشان از آغاز اسلام، مردم را به تلاوت و عمل به قرآن موجود دعوت می کردند، و این ثابت می‌کند که کتاب آسمانی به صورت یک مجموعه دست نخورده در همة قرون، از جمله قرون نخستین اسلام موجود بوده است.
مولای متقیان علی(ع) بعد از رسیدن به خلافت هیچ اشاره ای به کم یا زیاد شدن قرآن نفرمود؛ نه تنها این کار را نکرد،‌ بلکه بارها مردم را به عمل و چنگ زدن به قرآن موجود دعوت نمود. اگر کم و زیادی در قرآن پیش آمده بود،مسلّماً آن حضرت قرآن اصلی را بر مردم عرضه می نمود.
4. خاتمیت:
پس از قبول خاتمیت پیامبر(ص) و این که اسلام آخرین آیین الهی است، و رسالت قرآن تا پایان جهان برقرار خواهد بود، چگونه می توان باور کرد که خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر را پاسداری نکند؟ (8)
چون یکی از دلایل نبوت‌های تازه، تحریف کتاب آسمانی بوده است و اگر تحریف در قرآن صورت گرفته بود، باید پیامبری از طرف خداوند برای اصلاح می آمد، در حالی پیامبر اسلام، خاتم پیامبران شناخته شده است.
با توجه به این دلایل و دلایل دیگر که در کتاب‌های علوم قرآنی نوشته شده است،(9) علما و دانشمندان و مفسران اسلامی، با قاطعیت تمام، تحریف قرآن را ردّ کرده و معتقد شده‌اند که قرآن مجید به هیچ وجه تحریف نشده و نخواهد شد.
مرحوم علامه طباطبایی می فرماید: «یکی از ضروریات تاریخ اسلام این است که در 14 قرن قبل، محمد(ص) مبعوث به نبوت شده، کتابی آورده که آن را قرآن نامیده، در طول حیاتش مردم را به آن شریعت دعوت کرده، نیز از مسلّمات تاریخ است که با همین قرآن تحدّی کرده و آن را معجزه نبوت خود خوانده، نیز هیچ حرفی نیست که قرآن موجود همان قرآنی است که او آورده و برای بیشتر مردم معاصر خودش قرائت کرده است».(10)
امام خمینی(ره) می فرماید: «هر کس از اهتمام مسلمانان به جمع آوری قرآن و حفظ و ضبط قرائت و کتابت آن با خبر باشد، به سستی و بطلان پندار تحریف پی می برد. اخباری که اهل تحریف به آن تمسک جسته اند، چنان ضعیف است که نمی توان بدان استدلال نمود، یا اخباری جعلی بوده که نشانه‌های جعل از سر و روی آن می بارد، و یا مفهوم آن به قدری بیگانه و دور از واقعیت است که نمی توان به آن اعتنا کرد».(11)
تحریف آن به معنای افزودن چیزی بر قرآن، میان مسلمانان هیج گوینده‌ای ندارد، اما تحریف به معنای کاستن از آیات، تنها برخی از علما بدان معتقد بودند. این را هم علمای شیعه و سنی جواب قاطع داده اند، تا جایی که مرحوم شیخ صدوق عقیده بر «مصونیت قرآن از تحریف» را از اصول شیعه دانسته و می فرماید: «اعتقاد ما این است: قرآنی که خدا بر حضرت محمد(ص) نازل فرمود، همان است که در یک مجلد و در دسترس همة مردم قرار دارد. هر کس به ما نسبت دهد که می‌گوییم قرآن بیش از این است، مسلّماً دروغگو می باشد».
پی نوشت‌ها :
1. حجر (7) آیه 9.
2. فصلت (41) آیه41 و 42.
3. تفسیر نمونه، ج1، ص 8 - 10؛ قرآن هرگز تحریف نشده، آیت الله حسن زاده، آملی ص 28.
4. تفسیر نمونه، ج11، ص 23.
5. ابوعبدالله زنجانی، تاریخ قرآن، ص 24.
6. تفسیر نمونه، ج 11، ص 21 - 26.
7. قرآن هرگز تحریف شده؛ آیت الله خویی، بیان، ج 1، ص 305.
8. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان (ترجمه) ج 12، ص 150.
9. محمد‌هادی معرفت، مصونیت قرآن از تحریف، ص 69 (حاشیه حضرت امام بر کفایة الاصول، بحث حجت ظواهر.
10. آیت الله جوادی آملی، تسنیم، ج1، ص 99.
11. باب حادی عشر (اعتقادات صدوق)، ص 93.

 

منبع pasokhgoo.ir

توجه : تمام حقوق مطالب برای قرآن آسان محفوظ می باشد.

آیا قرآن تحریف شده است؟

 


یکی از شبهاتی که از گذشته به قرآن وارد می گردیده و پیوسته مورد انکار و رد علما و محققین بزرگ اسلام بوده، شبهه تحریف قرآن است.

با توجه به اهمیت این موضوع به بررسی آن می پردازیم.

 


تحریف

تحریف از ریشه «حرف» به معنای کناره می باشد، و تحریف کلام، کناره زدن از مسیر طبیعی آن است و اگر چیزى یا كلمه‏اى از مورد خود تغییر داده شود و در غیر مورد و معناى واقعى‏اش استعمال شود، این عمل را نوعى تحریف مى‏نامند.

لذا تحریف کلام را چنین وصف نموده اند: «تفسیره علی غیروجهه، تفسیر نمودن آن بر خلاف آنچه ظاهر آن است.»

این گونه تفسیر نوعی تأویل نارواست، یعنی دگرگون ساختن کلام و برگرداندن آن به سوی دیگر است.

این گونه تحریف را تحریف معنوی گویند و در قرآن هر کجا واژه تحریف آمده به همین معنا (تحریف معنوی) آمده است.

مرحوم طبرسی در تفسیر آیه "یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ " می گوید: (ای یفسرونه علی غیر ماانزل و هو سوء التأویل، آن را بر خلاف آنچه خداوند اراده کرده تفسیر می کنند و آن بد تأویل کردن است.)

اینکه در قرآن تحریف رخ داده باشد، به معنای اضافه شدن به قرآن و یا کم شدن از قرآن و یا تبدیل کلمات و آیات در قرآن به دلایل ذیل متنفی است:

1-گواهی تاریخ قرآن از روز نخست به طور ویژه مورد توجه همه مردم به خصوص مسلمین بوده است.

پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) شخصاً محافظ قرآن بود و پیوسته دستور حفظ ، ثبت و ضبط آن را می داد و مسلمانان موظف بودند آن را ثبت و حفظ کنند .

به همین دلیل از آن نسخه های متعدد تهیه می کردند و در خانه های خود در میان صندوق یا کیسه های مخصوص نگهداری می کردند.

از همان زمان مسأله حفظ قرآن رواج یافت و عده زیادی حافظ قرآن بودند.

علاوه بر این، بزرگان و دانشمندان توجه خاصی به این کتاب داشتند و در علوم مختلف اسلامی پایه و اساس شمرده می شده است.

سید مرتضی می گوید:"یقین به صحت نقل قرآن، مانند یقین به شهرهای بزرگ جهان و حادثه های بزرگ تاریخ و...است، زیرا قرآن معجزه اسلام و دلیل صدق نبوت است و نیز منبع و مأخذ همه معارف دینی و احکام شریعت است..."

 

2-ضرورت تواتر قرآن

دیگر دلیل مهم دفع شبهه تحریف، مسأله ضرورت تواتر قرآن است.

شرط پذیرفتن قرآن، چه در کل و چه در بعض، متواتر بودن آن است. قرآن در هر حرف و هر کلمه و حتی در حرکات و سکنات نیز باید متواتر باشد، یعنی همه ی مسلمانان آن را نقل کرده باشند.

بنابراصل تواتر نقل آحاد برخی روایات در این زمینه نیز پذیرفتنی نیست.

نظر علمای بزرگ اسلام همه محققان و علمای بزرگ اسلام اعم از شیعه و اهل سنت در این امر متفقند که هیچ گونه دست تحریف به سوی قرآن دراز نشده است، تنها افراد اندکی از هر دو گروه قول به تحریف را به خاطر پاره ای از روایات دنبال کرده اند، ولی آگاهان دو گروه، این نظر را بطور قاطع رد می کنند، و روایات مزبور را مجعول دانسته و یا ناظر به «تحریف معنوی» (یعنی تفسیر نادرست برای آیات قرآن) یا اشتباه «تفسیر قرآن» به «متن قرآن» می دانند

 

3-ضمانت الهی

یکی از روشن ترین دلایل بر سلامت قرآن و رد شبهه تحریف، ضمانت خداوند است که حفاظت قرآن را بر عهده خود نهاده است. خداوند در سوره حجر می فرماید:" إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ "( بى‏تردید، ما این قرآن را به تدریج نازل كرده‏ایم، و قطعاً نگهبان آن خواهیم بود.)(حجر 9)                  

منظور حفاظت از همین قرآنی است که در دست مسلمانان است، و برداشتی که برخی کردند که منظور حفاظت در لوح محفوظ است درست نیست، زیرا هنری در آن گونه حفظ وجود ندارد و هنر در حفاظت و حراست از این قرآن موجود است.

 

4- اعجاز قرآن

دلیل دیگر بحث اعجاز قرآن است که با تحریف در تضاد است. " قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن یَأْتُواْ بِمِثْلِ هَـذَا الْقُرْآنِ لاَ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیرًا "(بگو : بى‏تردید اگر طائفه انس و جن اجتماع كنند تا مانند این قرآن را (از نظر لفظ و معنى) بیاورند همانند آن را نخواهند آورد هر چند یاور و پشتیبان یكدیگر باشند (زیرا انشاء كسى است كه به همه اجزاء عالم احاطه وجودى و توانى و علمى دارد.) (اسراء 88)

چه زیادت و چه نقصان و چه تغییر کلمات و آیات با اعجاز منافات دارد.

 

5- نصوص اهل بیت

با توجه به روایات رسیده از ائمه معصومین (علیهم السلام) به طور کلی احتمال تحریف یا شبهه تحریف را در قرآن منتفی است و پیروان مکتب اهل بیت معتقدند قرآن همواره از هرگونه تحریف مصون و محفوظ بوده است.

ضمانت الهی یکی از روشن ترین دلایل بر سلامت قرآن و رد شبهه تحریف، ضمانت خداوند است که حفاظت قرآن را بر عهده خود نهاده است. خداوند در سوره حجر می فرماید:" إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ" ما قرآن را نازل كردیم، و ما بطور قطع آن را پاسدارى مى‏كنیم

 

ابو بصیر از امام صادق (علیه السلام) می پرسد، مردم می گویند چرا خداوند فرموده است:" أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنكُمْ " ولی نامی از علی وخاندان او نبرده است؟ حضرت فرمودند: (در قرآن فریضه نماز نازل گردید، ولی از رکعات و شرایط آن نامی برده نشد تا آن که پیامبر (صلی الله علیه و آله) خود بیان نمود.)

بنابراین هرگونه روایت ضعیف السند که حاکی از بودن اسم علی و خاندان او در قرآن و سپس ساقط شدن آن ها از قرآن و تحریف قرآن است، طبق این روایت مردود شناخته شده است.

 

6- نظر علمای بزرگ اسلام

همه محققان و علمای بزرگ اسلام اعم از شیعه و اهل سنت در این امر متفقند که هیچ گونه دست تحریف به سوی قرآن دراز نشده است، تنها افراد اندکی از هر دو گروه قول به تحریف را به خاطر پاره ای از روایات دنبال کرده اند، ولی آگاهان دو گروه، این نظر را به طور قاطع رد می کنند، و روایات مزبور را مجعول دانسته و یا ناظر به «تحریف معنوی» (یعنی تفسیر نادرست برای آیات قرآن) یا اشتباه «تفسیر قرآن» به «متن قرآن» می دانند.

 

منبع tebyan.net

 

توجه : تمام حقوق مطالب برای قرآن آسان محفوظ می باشد.

در این اقدام که به نظر می رسد توسط ملحدان و سکولارها انجام شده، سوره مبارکه "یس" را تحریف کرده و آن را "سیسی" یعنی هم نام رئیس ارتش مصر نامیده اند.


 

تحریف

 

جنگ قدرت در مصر به سمت و سویی حرکت کرده که دیگر هیچ حد و مرزی نمی شناسد و همه مقدسات، ارزش ها و آرمان های دینی هم زیر پا گذاشته می شود.

در همین راستا فعالان حوزه فضای مجازی تصویری را در صفحات سایت های اجتماعی به ویژه فیس بوک منتشر کرده اند که در آن با هدف تخریب وجهه جنبش اخوان المسلمین، سوره ای از قرآن کریم را تحریف کرده و به اخوان نسبت داده اند.

در این اقدام که به نظر می رسد توسط ملحدان و سکولارها انجام شده، سوره مبارکه "یس" را تحریف کرده و آن را "سیسی" یعنی هم نام رئیس ارتش مصر نامیده اند.

این سوره تحریف شده، آیات خود را آغاز کرده است: س س * ویل لإخوان الشیطان والنجیس* الذین اختالوا بالإسلام علی الناس* وإذا جاءوا بمرسی ...

ترجمه: س س* وای بر اخوان شیطان و نجس ها* کسانی که با سوء استفاده از اسلام بر مردم تسلط یافتند* و مرسی را روی کار آوردند...

گفتنی است انتشار تصویر این سوره تحریف شده، که به سرعت هم در حال گسترش و انتشار است، در فضای مجازی جهان عرب جنجال آفریده و حرف و حدیث های زیادی را به دنبال داشته است.

توجه : تمام حقوق مطالب برای قرآن آسان محفوظ می باشد.

شبهات قرآنی

پست شماره 37
,

من مستبصر هستم و شبهاتی برایم پیش آمده است. آیا به قرآن چیزی اضافه و کم شده است؟ آیا حرف‌های معصومین همه درست است و علم الهی و قرآنی است؟ آن چه در فضیلت ایشان بیان شده، همه بیان خودشان است؟

 

 

 

 

در متن سؤال مطالب با شرح بیشتر در پنج بند بیان شده است که البته همه به همان بحث مطرح شده در سؤال بر می‌گردد، مثلاً در بند چهارم آمده است: :آیا حرف‌ها و احادیث معصومین همه ازطریق علم خداوندی است؟ مثلاً یک انسان شاگرد کسی است ممکن است علم زیادی از او یاد بگیرد و از آن به مردم بگوید اما در نقل‌هایش از خودش هم گفته باشد که شاید صحیح نباشد ولی حرف‌هایی که ازاستاد نقل کرده همه صحیح است. آیا پیامبر و به پیروی ازایشان اهل بیت (ع) هرچه می‌گویند از وحی و علم نامحدود خداست؟

ایکس – شبهه: از قرآن چیزی کم و به آن چیزی زیاد نشده است. دلیل نقلی عدم تحریف قرآن کریم این است که فرمود: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ – الحجر، 9» (حقّا كه ما اين ذكر (قرآن) را فرو فرستاديم و به يقين ما خود آن را (از تحريف و نسخ و تماميت مدت) نگهداريم) - و البته که وعده‌ی خداوند متعال حق و تخلف ناپذیر است.

دلیل عقلی آن که اگر قرآن کریم تحریف شود، هدایت ناقص می‌ماند و با حکمت رب العالمین منافات دارد و دلیل تجربی آن که تا کنون هیچ مصداق یا مثالی از تحریف بیان نشده است و با یک جمله «از کجا معلوم» نمی‌شود تمامی حقایق و واقعیت‌ها را مشتبه نمود. چنان چه تحریف تورات و انجیل و هر اثر دیگری مشهود و معلوم است، اگر تحریفی صورت گرفته بود، معلوم می‌شد.

الف – در قرآن کریم و کلام وحی تأکید شده است که پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله، نه تنها تصرفی در آیات نمی‌نماید و اگر بنماید، خدا رگ قلبش را قطع می‎کند، بلکه تصریح شده که اساساً ایشان به جز وحی و منطق وحی چیزی نمی‌گوید:

«وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى» (النجم، 3 و 4)

ترجمه: و او (در ابلاغ قرآن و پيام‏هاى خدا) هرگز از هواى نفس سخن نمى‏گويد * آنچه مى‏گويد جز وحيى كه (از مبدأ اعلى) به او القاء مى‏شود نيست.

هم چنین مکرر فرمود که آیات الهی را از سوی خود تفسیر و تأویل ننمایید، بلکه به پیامبر اکرم (ص) تأسی کنید و هر چه او داد بگیرید و هر چه نداد واگذارید. مطیع الله، رسول و اولی‌الامر باشید و اگر اختلاف نمودید (مثل اختلاف در مصداق اولی الامر) نیز به او مراجعه کرده و حکمش را بپذیرید [چرا که همان منطق وحی است].

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً» (النساء، 59)

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، خدا را اطاعت كنيد و از فرستاده او و صاحبان امرتان (كه جانشينان معصوم پيامبرند) اطاعت نماييد. پس اگر درباره چيزى (از امور دين يا دنيا) نزاع داشتيد آن را به خدا و رسولش برگردانيد، اگر ايمان به خدا و روز واپسين داريد، اين (براى شما) بهتر و خوش عاقبت‏تر است.

پس اگر قرآن کریم فرمود «اولی الامر»، یا «راسخون فی العلم» و یا «اولی الالباب»، باید از او بپرسیم که آنها کیانند و دارای چه مشخصات، علوم و فضایلی هستند؟!

ب – چنین نیست که فضیلت‌های وجودی، علمی و کرامتی ائمه اطهار علیهم‌السلام را فقط خودشان راجع به خودشان نقل کرده باشند، هر چند که آنان موظف بودند تا خودشان را بشناسانند. بلکه ابتدا خداوند متعال فضیلت‌های آنان را بر شمرد و سپس پیامبر اکرم (ص) بدانها تصریح نمود. چنان چه فرمود: «أنا مدينة العلم ، و عليُّ بابُها – من شهر علم هستم و علی (ع) دروازه‌ی آن است».

این تعریف در تمامی کتب معتبر اهل سنت (مثل صححین) آمده است و حتی بسیاری از آنان نوشته‌اند در میان اهل بیت (ع) نیز اولین کسی که به این لقب (باب العلم) مشهور شد، حسین بن علی علیه السلام بوده است. (الأصبهانی، ابونعيم أحمد بن عبد الله (متوفاى430هـ)

ج – اگر جمیع مسلمانان در میان تمامی احادیث و اقوال مختلف، فقط بر همین خطبه‌ی غدیر خم که مثبوت و منقول و مقبول همگان است توجه و استناد کنند، باب بسیاری از این علوم برایشان باز می‌شود و تمامی شبهات نیز مرتفع می‌گردد. ذیلاً به چند فراز که در بیان ایشان به آیات قرآنی استناد شده است و در واقع تفسیر و تأویل آیه را بیان نموده‌اند اشاره می‌شود:

ولایت:

*-  و پروردگارم آيه‏اى بر من نازل فرموده كه: «همانا ولى، صاحب اختيار و سرپرست شما، خدا و پيامبر او و ايمانيانى هستند كه نماز به‏پا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏پردازند.» و هر آينه علىّ‏بن ابى‏طالب نماز به ‏پا داشته و در ركوع زكات پرداخته و پيوسته خداخواه است. (المائده، 55)

علم:

*-  هان مردمان! او (علی ع) را برتر بدانید. چرا که هیچ دانشی نیست مگر اینکه خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزکاران (إِمامِ الْمُتَّقینَ)، علی، ضبط کرده‌ام. او (علی) پیشوای روشنگر است که خداوند او را در سوری یاسین یاد کرده که: «(وَ کُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ - و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم...» (یس، 12)

فضیلت:

*- مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدی مِنْ ذَکَرٍ و أُنْثی ما أَنْزَلَ الله الرِّزْقَ وَبَقِی الْخَلْقُ. مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَی قَوْلی هذا وَلَمْ یُوافِقْهُ.

ترجمه: هان مردمان! عل را برتر دانید؛ که او برترین مردمان از مرد و زن پس از من است؛ تا آن هنگام که آفریدگان پایدارند و روزی شان فرود آید. دور دور است (دورباد) از درگاه مهر خداوند و (مورد) خشمِ خشم (خدا) باد بر آن که این گفته را نپذیرد و با من سازگار (موافق) نباشد!

قرآن:

*- هان مردمان! همانا علی و پاکان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ کوچک‌ترند (ثقل اصغر) و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ‌تر (ثقل اکبر). هر یک از این دو از دیگر همراه خود خبر می‌دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.

کمال دین و اتمام نعمت:

*- معبودا! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بیان ولایتش نازل فرمودی که: «امروز آیین شما را به کمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم.» - «و آن که به جز اسلام دینی را بجوید، از او پذیرفته نبوده، در جهان دیگر در شمار زیانکاران خواهد بود.» خداوندا، تو را گواه می گیرم که پیام تو را به مردمان رساندم. (المائده، 3 – آل عمران، 85)

آیات مدح و رضایت الهی و هل اتی:

*- هان ای مردم! این علی یاورترین، سزاوارترین و نزدیک‌ترین و عزیزترین شما نسبت به من است. خداوند عزّوجلّ و من از او خشنودیم. آیه‌ی رضایتی در قرآن نیست مگر این که درباره‌ی اوست. و خدا هرگاه ایمان آوردگان را خطابی نموده به او آغاز کرده [و او اولین شخص مورد نظر خدی متعال بوده است] . و آیه‌ی ستایشی نازل نگشته مگر درباره‌ی او. و خداوند در سوره‌ی «هل أتی علی الإنسان» گواهی بر بهشت [رفتن ] نداده مگر بری او، و آن را در حق غیر او نازل نکرده و به آن جز او را نستوده است.

سوره والعصر:

*- و سوگند به خدا که سوره‌ی والعصر درباره‌ی اوست: «به نام خداوند همه مهر مهر ورز. قسم به زمان که انسان در زیان است.» مگر علی که ایمان آورده و به درستی و شکیبایی آراسته است.

صراط مستقیم:

هان مردمان! صراط مستقیم خداوند منم که شما را به پیروی آن امر فرموده. و پس از من علی است و آن گاه فرزندانم از نسل او، پیشوایان راه راستند که به درستی و راستی راهنمایند و به آن حکم و دعوت کنند.

 

د- و البته به ده‌ها آیه مبارکه‌ی دیگر در همین خطبه تصریح شده است که گواه است اولاً ابتدا خداوند منّان آنها را معرفی و مدح کرده است و ثانیاً حضرت رسول الله صلوات الله علیه و آله آنها را معرفی و از فضایل‌شان گفته است و ثالثاً قطعاً آنها معصوم، عالم به علم لدنی می‌باشند و هر چه گفته‌اند، همان منطق وحی و صراط مستقیم است و تا کنون نیز هیچ بیانی از ایشان غیر منطبق با عقل و وحی قلمداد نگردیده است.

 

منبعaviny.com

توجه : تمام حقوق مطالب برای قرآن آسان محفوظ می باشد.

در برخی از شبکه‌های اجتماعی (یوتیوپ، فیس‌بوک)، با بیانی ساده بیان شده: قرآنی که در دست ماست از نسخ خطی کوفی به دست آمده و چون خط کوفی نقطه و اعراب نداشته است پس (نعوذ بالله) معلوم نیست قرآنی که در دست ماست، همان اعراب و نقطه‌ها را داشته باشد و احتمالاً تغییر یافته است.

 

 

 

همان‌طور که مشهود است، هدف اصلی فقط و فقط ایجاد تشکیک در قداست و وحیانیت قرآن است و نه متن آن. برای آنان در درجه اول مهم نیست که مثلاً کسی «عَلِمَ» را عِلم بخواند یا عَلّمَ، بلکه فقط این مهم است که وقتی مسلمانی قرآن را به دست می‌گیرد، نگوید این «کلام الله» و عین وحی است، بلکه بگوید، «شاید دخل و تصرف‌هایی نیز در آن شده باشد – شاید». همین برای متزلزل کردن باور به قرآن کافیست.

قداست قایل شدن برای قرآن کریم آن قدر نزد دشمنان اسلام و مسلمین مهم بوده و هست که از هر راهی برای خدشه‌دار نمودن آن وارد شده‌اند؛ با یک «از کجا معلوم؟» شروع می‌کنند، اگر نشد حتی به مدعیان اسلام‌شناسی چون سروش متوسل می‌شوند که بگویند قرآن کریم بیانات شخص نبی اکرم (ص) بوده است و اگر نشد به بی‌نقطه بودن خط کوفی استناد می‌کنند. بالاخره هر چه می‌کشند، از سالم باقی ماندن همین قرآن به عنوان کلام‌ وحی است.

الف – علم خط شناسی به حدی پیشرفته است که نه تنها آثار باقیمانده از افلاطون و ارسطو را می‌شناسند و ترجمه می‌کنن، بلکه کتیبه‌های خط میخی یا قبل از آن را نیز بازخوانی کرده و به زبان روز برگردان می‌نماید و تطابق‌ها و سایر اسناد نیز نشان می‌دهد، بازخوانی و ترجمه درست انجام گرفته است. اما به قرآن کریم که می‌رسند، گویا خطی ناشناخته و مربوط به انسان‌های اولیه بوده است، می‌گویند: نقطه و اعراب نداشت، پس از کجا معلوم، شاید ...؟

ب – قرآن کریم در ابتدای امر، با ابلاغ کلامی بیان ‌شد و سینه به سینه حفظ و منتقل می‌گردید؛ اما دیری نپایید که به کتابت نیز درآمد. با همان خط کوفیِ بی نقطه و بی اِعراب یا علامت. البته آن چه توسط کاتبان [که یکی از آنان حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام بودند] نوشته می‌شد، برای شخص پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله خوانده می‌شد و حافظان نیز نزد او تکرار می‌کردند تا خطایی رخ ندهد. آنها که سواد خواندن داشتند نیز نیازی به نقطه و علامت نداشتند، چنان چه امروز نیز کتب فارسی یا عربی با اِعراب نوشته نمی‌شود و اگر کسی با خطای تایپی، سین را شین بنویسد و یا چاپ را حاب بنویسد، همه از جمله و موضوع و متن و سیاق و ... می‌فهمند که منظور «چاپ» بوده است. مردم آن زمان نیز زبان و گویش خود را خوب می‌شناختند.

ج – قرآن کریم پس از صدها یا حتی صد سال نیز به صورت ناگهانی و صاعقه‌ای از خطوط اولیه سریانی و نبطی که کوفی و نسخ از انشعابات آن است به حروفی با نقطه و اِعراب (علامت) مبدل نگردید که بگویند از کجا معلوم؛ بلکه فقط پس از گذشت چند دهه، استقبال مردم غیر عرب از اسلام و قرآن، ضرورت نقطه و اِعراب گذاری را ایجاب کرد، لذا در اوایل نیمه‌ی دوم قرن اول، یعنی در زمانی که اغلب قراء و حافظان عصر وحی وجود داشتند، اقدام به تغییر خط گردید.

بنا به شواهد و اسناد تاریخی، اولین حافظ و قاری برجسته‌ی قرآن کریم که برای سهولت دسترسی و قرائت مسلمانان غیر عرب، اقدام به نقطه و علامت‌گذاری نمود، « ابوالاسود دئلی‌ » بود که از شاگردان و مریدان و شیعیان محکم و متقی امیرالمؤمنین علیه‌السلام بود و زیر نظر ایشان که خود معدن وحی، مخزن علم و حافظ دین «یعسوب الدّین» بودند، این کار را انجام داد.

د – آن چه که مسلم است، دست کم تا سال 260 هجری قمری، یعنی بیش از دو قرن و نیم پس از هجرت، امامان معصوم علیهم‌السلام در بین مردم می‌زیسته و قابل دسترس بودند، و البته دانشمندان، مفسرین، محدثین، قرّاء، حافظین و کاتبین بسیاری نیز در این دوران بودند، اما به رغم ظهور و بروز اختلافات مذاهب، هیچ تفاوتی در ظاهر آیات ایجاد نشد و اگر اختلافی بود، در موضوع فهم قرآن کریم بود.

ﻫ – اگر اختلافی در کتابت قرآن کریم بود، قطعاً این گونه نبوده که همه کاتبان جمع شوند و یک چیز بنویسند، لذا باید قرآن‌های متفاوتی (مثل تورات و انجیل) وجود می‌داشت، در حالی که از همان ابتدا تا کنون، قرآن کریم همین بوده است. مضافاً بر این که اگر رأی بشر در ظاهر قرآن نقش گذاشته بود، حتماً دچار تناقضات و خطاها می‌گردید، در حالی که هیچ تناقض یا خطایی در قرآن دیده نمی‌شود. لذا با این همه محکمات، القای «شاید ...»، زمینه و جایگاهی ندارد.

منبعaviny.com

توجه : تمام حقوق مطالب برای قرآن آسان محفوظ می باشد.