پیامبری یسع(ع)

نگــاهــی متفـــاوت بــه قرآن
A Different View on design

quraneasan.ir

پیامبری یسع(ع)

پست شماره 89
,
پیامبری یسع(ع)

پیامبری که نامش در دو آیه از قرآن ذکر شده است. در آیه نخست،(سوره انعام،آیه 86)،یسع (الیسع) در کنار اسماعیل، یونس و لوط آمده است، و گفته می شود که آنها بر بقیه مخلوقات برتری داده شده اند «و کلاً فضلنا علی العالمین». در آیه دوم (سوره ص،آیه 48) یسع همراه با اسماعیل و ذوالکفل است و گفته می شود که «همه ی ایشان از نیکانند» «و کلاً من الاخیار». در قرآن به جزئیات زندگی او هیچ اشاره ای نمی شود و تنها به ذکر نام او در کنار نام دیگر پیامبران بسنده می شود و گفته می‏شود که یسع، پسر عموی الیاس(ع) بوده که پس از رحلت الیاس به تبلیغ رسالت الهی پرداخته و به همان شیوه دین و آیین الیاس، مردم را به خدا پرستی دعوت می‏کرده است و در زمان آن حضرت، رخ دادها و گناهان بسیاری انجام پذیرفت. و نیز ملاحظه می‏کنیم که قرآن به طور خلاصه و کوتاه از الیاس(ع) یاد کرده و به پیامبری یسع اشاره‏ای گذرا داشته است.

الیاس به پیشگاه خدای خود عرضه داشت: بار خدایا، بنی‏اسرائیل، از پرستش تو سر برتافتند و بر کفر و پرستش غیر تو روی آوردند، نعمت‏هایی را که به آنان دادی دگرگون ساز

 

الیاس آن‏گاه که از بنی‏اسرائیل خواست بت‏پرستی را کنار گذاشته و خدای یگانه را پرستش کنند، دعوت وی را نپذیرفته و به او پاسخ مثبت ندادند، الیاس به پیشگاه خدای خود عرضه داشت: بار خدایا، بنی‏اسرائیل، از پرستش تو سر برتافتند و بر کفر و پرستش غیر تو روی آوردند، نعمت‏هایی را که به آنان دادی دگرگون ساز. خداوند به او وحی‏فرمود: ما زمام امور ارزاق آنها را به دست تو می‏سپاریم، هرگونه که خواستی عمل نما. الیاس عرض کرد: آفریدگارا، بارانت را از آنان دریغ فرما. در پی آن سه سال بر آنها باران نبارید تا چهار پایان آنان از بین رفت و درختانشان خشکید و مردم سخت دچار گرفتاری شدند. الیاس هر کجا که به سر می‏برد، خوراک و روزی او می‏رسید و بنی‏اسرائیل هرگاه بوی نان می‏شنیدند می‏گفتند: الیاس این‏جاست، و در جستجوی وی برمی‏آمدند، و بدین ترتیب، اهل آن خانه مورد اذیت و آزار آنها قرار می‏گرفت.

الیاس روزی به خانه زنی از بنی‏اسرائیل پناه برد که پسری بیمار به نام «یسع بن اخطوب» داشت. آن زن، الیاس را به خانه خود راه داد و ماجرای او را پنهان داشت. آن حضرت در حق فرزند او دعا کرد و خداوند او را از بیماری نجات داد. و از آن پس دست از الیاس بر نداشت و به او ایمان آورده و وی را تصدیق کرد و پیوسته با او بود و هر کجا الیاس می‏رفت، وی نیز او را همراهی می‏کرد. الیاس پیرمردی سالخورده، و یسع پسرکی نوجوان بود. پس از آن، روزی الیاس به بنی اسرائیل گفت: اگر دست از پرستش بت‏ها بردارید از خدا می‏خواهم که گرفتاری‏ها را از شما بردارد. لذا آنان بت‏ها و پیکره‏هایی را که ساخته بودند بیرون ریختند و الیاس(ع) به پیشگاه خداوند دعا کرد و خداوند به فریادشان رسید و گرفتاری‏ها را از آنان برداشت، سرزمین‏های آنان سرسبز شد، ولی آنها دست از عقیده خود برنداشته و به راه راست هدایت نگشتند.

وقتی الیاس(ع) چنین دید، از خدای خویش درخواست نمود که جانش را بگیرد تا از شرّ آنها راحت و آسوده گردد و خداوند روح او را قبض نمود و به آسمان‏ها برد و خداوند بعد از الیاس، یسع را برای ارشاد و راهنمایی آنها مأمور ساخت.

 

منبع tebyan.net

برچسب ها : , , ,

توجه : تمام حقوق مطالب برای قرآن آسان محفوظ می باشد.

نظرات ارسال شده

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی