سخنرانی

نگــاهــی متفـــاوت بــه قرآن
A Different View on design

quraneasan.ir

سخنرانی

پست شماره 169
,

نامه الکترونیک

92/1/17

ای روزهای خوب که در راهید، ای جاده های گم شده در مه ای ،ای روزهای سخت ادامه از پشت لحظه ها بدر آیید، ای روز آفتابی ،ای مثل چشم های خدا آبی، ای روز آمدن ، ای مثل روز آمدنت روشن ، این روزها که می گذرد هر روز در انتظار آمدنت هستیم اما با من بگو که آیا من نیز در روزگار آمدنت هستم ؟

سوال – در مورد خطاب های قرآنی (سوره احزاب آیه نهم) توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ – بخشی از آیات سوره احزاب مربوط به جنگ احزاب یا خندق است .در این جنگ خندق کنده شد و همه ی حزب ها و گروه ها علیه اسلام بسیج شدند. این جنگ نقطه ی عطف تاریخ اسلام بود. اگر در این جنگ، اسلام شکست می خورد کار اسلام تمام بود و اگر اسلام پیروز می شد کار کفار تمام بود. یعنی تمام کفر در مقابل تمام اسلام ایستاده بود.

این آیات در مورد جنگ احزاب است که خداوند به مسلمانان یادآوری می کند که عده ای از شما می ترسیدید و عده ای سوءظن داشتید که پیروز می شوید ولی بالاخره پیروز شدید . در این آیه خداوند می فرماید: ای مومنان،همیشه نعمت های خدا را بر خودتان یادآوری کنید.

یادآوری نعمت های خدا چه تاثیری دارد؟ خداوند خودش خالق این نعمت ها است پس چه نیازی به یادآوری آن دارد؟ یادآوری نعمت ها آثاری زیادی دارد: محبوبیت خالق، وقتی شما نعمت های خدا را یادآوری می کنید حب خدا در دل شما قوی می شود و به دنبال آن حب شیطان از دل شما خارج می شود. ذات انسان به منعم علاقه دارد. یادآوری نعمت محبت ایجاد می کند. خدا به حضرت موسی فرمود: خودت من را دوست داشته باش و من را پیش مردم محبوب کن. حضرت موسی فرمود: چطور این کار را بکنم ؟ خدا فرمود: نعمت های مرا برای آنها یادآوری کن.

اثر دیگر یاد آوری، کاهش شکایت و گِله است. یادآوری، شِکوه را در زندگی انسان کم می کند. بعبارت دیگر باعث بوجود آمدن صفت رضا در زندگی انسان می شود. پیامبر در جنگ حنین که بعد از جنگ فتح مکه بود، تمام غنائم را بین مردم مکه تقسیم کردند. و به مردم مدینه چیزی ندادند. البته در جنگ های قبلی تمام غنائم بین مردم مدینه تقسیم می شد. در جنگ احزاب تازه مسلمانان مکه در کنار پیامبر جنگیدند، مثل ابوسفیان. پیامبر به آنها غنیمت داد تا دل آنها به اسلام گرم بشود. منافقین شروع به وسوسه بین مسلمانان کردند و گفتند که پیامبر بین شما فرق گذاشته است. پیامبر تمام مردم را جمع کرد و سخنرانی کرد و فرمود: آیا شما گمراه نبودید و من شما را هدایت کردم؟ آیا شما جنگ نداشتید و من بین شما الفت ایجاد کردم؟ آیا شما فقیر نبودید و بوسیله ی خدا شما را غنی کردم؟ یعنی نعمت ها و داشته ها را یادآوری کرد. و بعد سوال کردند که شما من را می خواهید یا غنائم را؟ مردم همه اشک ریختند و گفتند که ما شما را می خواهیم و گِله ها تمام شد. دوستی می گفت که اگر ما بخواهیم دستگاهی درست کنیم که کار کلیه را انجام بدهد باید کارخانه ی عظیمی درست کنیم ولی خدا تمام اینها را در یک کلیه ی کوچک ما قرار داده است. پس کلیه یک نعمت بزرگ است. اگر ما بخواهیم روی بدن مان قیمت بگذاریم به میلیارد می رسیم .ما نعمت آزادی، بدن ،سلامتی ، ایمان و .... هم داریم که باید قدر آنها را بدانیم.

اثر دیگر یادآوری این است که در انسان حس تقدیر بوجود می آورد. انسان بعد از یادآوری نعمت، شکر آنرا بجا می آورد. افرادی که به بیمارستان می روند خیلی خدا را شکر می کنند وقتی که بیماران را می بینند.

اثر دیگر یادآوری، قناعت است. وقتی انسان داشته ها را یادآوری می کند قانع می شود.      یادآوری ،حس طمع را در انسان کمرنگ می کند. فردی نزد امام صادق(ع) رفت و گفت که من فقر هستم. امام فرمود که آیا حاضری همه ی دنیا را به تو بدهند و محبت ما را از تو بگیرند ؟ فرد گفت: خیر. امام فرمود :تو غنی هستی . امام صادق (ع) سوال کرد که حال فلانی چطور است؟ فرد فکر کرد که امام وضع مالی او را می پرسد، بنابراین گفت :او فقیر است . امام فرمود: من وضع دین او را پرسیدم و فرد پاسخ داد که فلان وضع دینش خوب است. امام فرمود :به خدا این فرد غنی است. ما الان در تحریم هستیم و مشکلات زیادی داریم البته باید سوء مدیریت در کشور اصلاح بشود. ما در کنار این سختی ها، نعمت های آزادی ،استقلال، خلاقیت ها و روی پای خود ایستادن را داریم.

اثر دیگر یاد آوری عبادت است. وقتی ما به یاد می آوریم که خدا به ما نعمت داده است، خدا را عبادت می کنیم و نماز می خوانیم البته این خواندن نماز هم برای خودمان است تا در مقابل شیطان محکم باشیم و از فحشاء دوری کنیم. این یک قدرت دفاعی است. روایت داریم : خدا طبیب است و شما بیمار هستید. طبیب می خواهد که بیماری فرد را از پای نیندازد . خدا هم می خواهد که غضب و خشم ما را از پای نیندازد بنابراین می فرماید که نماز بخوانید ، روزه بگیرید و ...

ما چند نوع یادآوری داریم. مثلا ما به کربلا می رویم و فردی به ما می گوید که ما را هم یاد کنید. ما در کربلا با دو رکعت نماز این فرد را یاد می کنیم. یعنی نائب الزیاره این فرد می شویم. پس یاد کردن این فرد یعنی نماز خواندن و دعا کردن برای فرد است.

شکر نعمت به چهار شکل است: ذهنی یا فکری، گفتاری ،نوشتاری و رفتاری. یاد آوری ذهنی نعمت یعنی اینکه ما در ذهن خودمان خدا را صاحب نعمت بدانیم نه خودمان را .قارون می گفت که این ثروت ها مال خودم است و آنرا با علم خودم بدست آورده ام.  یک عابد بنی اسرائیلی می گفت که خدایا با من با عدل خودت رفتار کن نه فضل خودت. روزی در خواب دید که در صحرای محشر است و می خواهند که عبادات او را حساب کنند. این عابد بنی اسرائیلی از درخت اناری میوه می خورد. یک میوه انار را در کفه ی ترازو گذاشتند و اعمال او را هم در کفه ی دیگر گذاشتند ولی کفه ی میوه ی انار خیلی سنگین بود و به پایین رفت .اگر خدا بخواهد با عدل خودش با ما رفتار کند ما نمی توانیم شکر یک نعمت انار را هم بجا بیاوریم. در دعاهای مشترک در اول مفاتیح داریم :خدایا اگر تو مرا عفو کنی چیزی از تو کم نمی شود ولی اگر مرا عذاب کنی برای من سخت است .خدایا عفو تو بالاتر از گناه من است.

شکر دیگر شکر گفتاری است یعنی گفتن الحمدلله رب العالمین. خدا در سوره والضحی به پیامبر گفت که شکر کن. روزی پیامبر سوار مرکب بودند ، پنج بار پیاده شدند و سجده ی شکر کردند. علت این کار از پیامبر سوال شد. پیامبر فرمود که جبرئیل پنج خبر خوب برای من آورد و من پنج بار پیاده شدم و سجده ی شکر بجا آوردم.

شکر دیگر شکر نوشتاری است .انسان باید در نوشته هایش هم شکر کند. انسان می تواند در وصیت نامه اش نعمت ها را یادآوری کند. پیامک زدن و نامه نوشتن به دیگران هم یک نوع شکر است. معاویه به امیرالمومنین نامه ای نوشت و امام نامه 28 نهج البلاغه را در پاسخ معاویه نوشتند: ای معاویه ،من اینها را برای تو نمی گویم. اگر من اینها را می گویم از باب یاد آوری نعمت است. یکی از نعمت هایی که خدا به ما داد نعمت پیامبر ،حمزه سید الشهدا، حسن، حسین و حضرت زهرا است .

در شکر رفتاری ما نباید نعمت را به نقمت تبدیل کنیم. در قرآن داریم که بعضی ها نعمت های خدا را تبدیل به نقمت می کنند. مثلا انسان میل جنسی دارد و باید آنرا در راه صحیح خودش که ازدواج است ارضاء کند ولی قوم لوط این کار را نکردند و همجنس گرا شدند و نعمت را به نقمت تبدیل کردند. خدا به قوم سبأ نعمت آبادانی داده بود و گندم و جو هم زیاد داشتند .آنها با نان دست هایشان را پاک می کردند و بعد قحطی شد. آنها نعمت خدا را به نقمت تبدیل کردند. مثلا خدا به شما فکرداده است. بعضی ها برای یک دزدی فکرها و نقشه های ی زیادی می ریزند در حالیکه اگر آنرا برای کاسبی استفاده می کردند سود زیادی می بردند. الان اینترنت نعمت است و راحت می توان به همه ی مطالب دست یافت. افرادی این نعمت را به نقمت تبدیل کرده اند. ماهواره یک نعمت است ولی الان این نعمت در قالب نقمت قرار گرفته است. زیرا مطالب بد آن خیلی بیشتر از مطالب آموزنده ی آن است و بخاطر همین بزرگان آنرا تحریم کرده اند. موبایل یک نعمت است .در قدیم ساعت ها هم از هم بی خبر بودیم ولی الان می توانیم به یکدیگر پیامک بزنیم و از حال هم باخبر بشویم ولی نباید این نعمت پیامک به نقمت تبدیل بشود و این پیامک باعث رابطه ی نامحرم و گناه بشود. حق خداست که ما از نعمت ها در راه صحیح استفاده کنیم. خدا به ما عقل ،شعور و زبان داده است و راه استفاده ی آنرا هم بیان کرده است. مثلا فرموده که از حرف لغو بپرهیزید ،حرف بیهوده را گوش نکنید و چشم هایتان را در مقابل نامحرم پایین بیندازید. خدا به ما پا داده است و فرموده است که متکبرانه روی زمین راه نروید.

سوال- صفحه 289 قرآن کریم را توضیح بفرمایید.

پاسخ – خداوند در این صفحه یادآوری نعمت کرده است و می فرماید :ما به انسان کرامت عقل، فطرت ،هدایت و ... دادیم و کاری کردیم که انسان بتواند در دریا و خشکی حرکت کند و چیزهای پاکیزه در اختیار انسان قرار دادیم

سوال – در مورد ادامه ی آیه 9 سوره ی احزاب توضیحاتی بفرمایید.

پاسخ- در این آیه سه نکته آمده است که یکی از آنها یادآوری نعمت است. در این آیه خدا به مسلمانان می فرماید: نعمت های خدا را یادآوری کند و نکته ی دیگر این است که خدا نعمتی را در اینجا یادآوری می کندو می فرماید: خدا برای شما در این جنگ لشکری فرستاد که شما نمی دیدید (فرشته و ملائکه). پس این آیه می گوید که کارهای دنیا یکی بصورت طبیعی و امدادی پیش می رود و یکی بصورت غیر طبیعی و امداد غیبی پیش می رود.

رزق دو جور است : رزقی که شما کار می کنید و حقوقی به شما می دهند و رزقی که شما روی آن حساب باز نکرده اید و بدست می آورید. خدا در جنگ احزاب می فرماید که در جنگ ما لشکریان نامرئی فرستادیم تا به مسلمانان کمک کنند. این امدادهای غیبی مخصوص جنگ نیست.

هر وقت شما در زندگی بخاطر خدا گذشت کردید این امداد غیبی شامل حال شما هم می شود. مثلا شما پدر و مادر پیر خودتان را نگهداری می کنید و بخاطر آنها از کارهای خودتان می گذرید و درآمد کمتری کسب می کنید ولی در مقابل خدا الطافی را در زندگی شما قرار می دهد که بعدا این الطاف خدا، خودش را در زندگی شما نشان می دهد. و چند برابر درآمدی که کسب نکرده اید، در زندگی نصیبت تان می شود و اولادهای خوبی بدست می آورید .خیلی از مواقع فرد رشوه کلان را نمی گیرد و به همان حق ماموریت خودش قانع است و بعد برکاتی در زندگی اش ایجاد می شود که چندین برابر مبلغ رشوه بدستش می رسد.

در استان فارس آقایی می گفت که وقتی من اولین درآمدم را بدست آوردم نزد یکی از مراجع تقلید رفتم و گفتم که من جز این درآمد پول دیگری ندارم و ایشان فرمود که باید خمس این درآمد را بدهی و من کمی مردد شدم و ایشان فرمود که نگران نباش، خداوند چندین برابر جبران می کند .امام جواد(ع) می فرماید :شما خمس بدهید ما قول می دهیم که جبران بشود. ایشان می گفت :من خمس را دادم و برکات زیادی را در زندگی ام دیدم. ما نباید فقط الان را در نظر بگیریم. ما باید لقمه ی حلال به خانه بیاوریم و نتیجه ی آنرا در نسل مان ببینیم.

ما باید روی امددهای غیبی حساب کنیم. البته ما نباید کارها را به این انگیزه ی انجام بدهیم. خدا می فرماید که قرض بدهید من جبران می کنم.

در این آیه داریم که سربازهای خدا که شما نمی بینید. درحادثه ی طبس، شن ها سربازان خدا بودند. ما در انقلاب از این داستان های زیاد داشته ایم .

خدا در آخر آیه می فرماید: ای مردم، بدانید که خدا به کارهای شما آگاه است. اگر نگاه ما اینطور باشد خیلی از مشکلات زندگی ما حل می شود.

پس در زندگی مان به  یادآوری نعمت ها و به امدادهای غیبی( حضرت موسی وقتی عصایش را به دریا زد دریا شکافته شد و از آن عبور کرد. البته اگر ما هم یقین داشتیم که این اتفاق می افتد مثل حضرت موسی آرامش داشتیم ) توجه داشته باشیم.

سوال – توصیه های شما در ایام فاطمیه چیست؟

پاسخ – پیام نوروزی رهبری انقلاب در مورد ایام فاطمیه بود. امسال ایام نوروز با ایام فاطمیه برخورد کرده بود که مردم از این ایام خوب تجلیل کردند .زندگی حضرت زهرا الگویی است که پیامبر آنرا الگو معرفی کرده است و مصداق آیه مباهله و تطهیر است ، حضرت شخصیتی است که رسول خدا او را پاره ی تنش خوانده است و ملاک رضا و غضب خدا معرفی کرده است. از زندگی این بانوی بزرگوار درس بگیریم. کتاب فرهنگ فاطمیه کتاب پر مطلبی است. ما می توانیم در تمام مراحل زندگی مان از زندگی حضرت فاطمه درس بگیریم با اینکه عمر زندگی ایشان کوتاه بوده است ولی درس های زیادی در تاریخ از ایشان بجا مانده است. خانمی که کم صبر است می تواند صبر حضرت فاطمه را ببیند و فردی که کاهل نماز است می تواند نماز حضرت زهرا را ببیند که تا صبح نماز می خواند و پایش ورم می کرد. فردی که خودگرا است به حضرت فاطمه نگاه کند که می گفت اول همسایه سپس خانه . فردی که به فرزندش بی مهر است و با همسر نامهربان است به زندگی حضرت فاطمه نگاه کند که چطور با فرزندان و همسرش رفتار می کرد.

انشاءالله خداوند حشر و نشر ما را با اهل بیت قرار بدهد.

 

 

منبع samtekhoda.tv3.ir

برچسب ها : , ,

توجه : تمام حقوق مطالب برای قرآن آسان محفوظ می باشد.

نظرات ارسال شده

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی