حکایت ها و داستان ها

نگــاهــی متفـــاوت بــه قرآن
A Different View on design

quraneasan.ir

حکایت ها و داستان ها

پست شماره 116
,
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

یكى از جماعت هاى الگو در قرآن، كه با افتخار و عزت از آنها یاد شده است، كشتگان اخدود مى باشند. قرآن در سوره بروج از آنها و سرنوشت عبرت آموز، ومقاومت جانانه شان در راه عقیده توحیدى سخن گفته است؛

قُتِلَ أَصْحابُ الأُخْدُودِ * النّارِ ذاتِ الوَقُود * إِذ هُمْ عَلَیْها قُعُودٌ * وَهُمْ عَلى ما یَفْعَلُونَ بِالمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ؛(1)

كشته شدند یاران گودال (خندق)؛ همان آتش مایه دار و انبوه. آن گاه كه آنان بالاى آن خندق به تماشا نشسته بودند. و خود بر آنچه بر سر مؤمنان مى آوردند، گواه بودند.

ماجراى اصحاب اخدود از حیث تاریخى با اختلاف بسیار روایت شده است. طورى كه نمى توان نظر قطعى درباره مصداق واقعى و زمان وقوع آن اظهار نمود.

هرچند در برخى ترجمه ها و تفسیرها اصحاب اخدود لقب كسانى دانسته شده كه گروهى از مؤمنان را به خاطر عقیده و ایمان به توحید در گودال هاى آتش سوزانیده اند، اما مشهور این است كه اصحاب اخدود همان مؤمنان شهیدند.(2)

اصحاب اخدود، اسوه جان نثارى در راه توحید

بارزترین صفت اصحاب اخدود كه آنان را به مقام الگویى مى رساند، جانفشانى و فداكارى بى دریغ در راه اعتقاد توحیدى است.

با پذیرفتن هر یك از روایات تاریخى موجود در مورد چگونگى و مصداق قصه اصحاب اخدود، آنچه مسلم و یقینى است، مقاومت و رشادت این گروه دربرابر تهدیدهاى جدى سركردگان كفر است، كه مى خواستند زندگى دنیا را به بهاى ایمان به آنها دهند و اینان بر ایمان خویش تا آخرین لحظه پاى فشردند؛

وَما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلّا أَنْ یُؤْمِنُوا بِاللَّهِ العَزِیزِ الحَمِیدِ.(3)

و بر آنان عیبى نگرفته بودند جز اینكه به خداى ارجمند ستوده ایمان آورده بودند.

دیدگاه مشهور درباره ماجراى اصحاب اخدود كه مورد اعتراف بیشتر مفسران و سیره نویسان است را به طور خلاصه از سیره ابن هشام مى آوریم:

ذونواس با سربازانش به سوى آنها رهسپار شد و به یهودیت دعوتشان كرد و میان كشته شدن ودین یهود، مختارشان ساخت.

پس كشته شدن را برگزیدند و چاله هایى (اخدود) برایشان حفرنمود و بسیارى را سوزاند و بسیارى را با شمشیر كشت و مثله كرد تا به نزدیك بیست هزار شدند و آیات سوره بروج در شأن ذونواس و سپاهش نازل گشت.(4)

 

شرح بیشتر ماجرا، بنا به نقل على بن ابراهیم قمى در تفسیر سوره بروج 

اصحاب اخدود كشته شدند و سبب آن این بود كه ذونواس آخرین پادشاه از ملوك حمیر، حبشیان را به حمله به سرزمین یمن واداشت و خود به دین یهود درآمد و حمیریان را به این آیین فرمان داد و خود را یوسف نامید. مدتى بدین سان گذشت تا بدو خبر رسید كه در نجران بازماندگان قومى نصرانى به سرمى برند كه دین عیسى و حكم انجیل را گردن مى نهند و پیشوایشان عبدالله بن بریامن است.

اطرافیان پادشاه، او را به عزیمت به سوى آن قوم و تحمیل آیین یهود برایشان تشویق كردند. پس حركت كرد تا به نجران رسید و هر كس را بر دین نصرانیت بود، گرد آورد. آن گاه دین یهود را بر آنان عرضه كرد اما آنها امتناع كردند. وى با آنان مجادله نمود اما جز ابا و امتناع ندید.

سرانجام آنها كشته شدن را بر ورود به آیین یهود برگزیدند. ذونواس براى آنها گودال هایى حفر كرد و هیزم در آن بنهاد و آتش به پا كرد. گروهى از ایشان به آتش سوختند، گروهى دیگر با شمشیر مثله شدند تا شمار سوختگان و كشتگان به بیست هزار رسید و تنها یكى از ایشان به نام دوس با اسب خود گریخت.(5)

بنابراین، آنچه از مجموع روایات مشهور برمى آید این است كه اصحاب اخدود آزادانه، مرگ را بر دین جبرى و تحمیلى و آیین منسوخ ترجیح دادند و از دین بر حق مسیحیت كه آخرین رسالت معتبر در زمانشان بود، بیرون نشدند و فرجامشان شهادت و سعادت عقبا گشت.

 

چند نکته در داستان« اصحاب اخدود» با برداشت از آیات بروج ؛

۱- اعلام برائت و اظهار تنفّر از ستمگر لازم است؛« قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ »

۲-در نقل تاریخ، عبرت‏ها مهم است نه جزئیات. (از مکان اخدود، زمان حادثه، نام و تعداد ستمگران و تعداد شهدا و… سخنى به میان نیامده است، چون اثرى در گرفتن عبرت ندارد.) « قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ »

 ۳-تفکّر ظلم ستیزى و ظالم‏کوبى ارزش است، گرچه ظالم وجود نداشته باشد. [اصحاب اخدود امروز حضور ندارند، چنانکه ابولهب امروز نیست، روحیه تنفّر از آنان باید همچنان زنده باشد. «تَبَّتْ یَدَا أَبِی لَهَبٍ وَتَبَّ »] « قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ »

۴-سوزاندن، سخت‏ترین نوع عذاب است و در میان انواع کشتن‏ها، خداوند نام در آتش انداختن مؤمنان را برده است. «النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ »

۵-نقل ظلم‏ها و مظلومیّت‏ها و ذکر مصیبت و روضه خوانى، سابقه قرآنى دارد. « قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ ، النَّارِ ذَاتِ الْوَقُود، إِذْ هُمْ عَلَیْهَا قُعُودٌ …»

۶-ارتکاب گناه یک مسئله است، ولى سنگدلى و نظاره‏گرى و رضایت بر آن، مسئله دیگر. « وَهُمْ عَلَى مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ »

۷-ستمگرانى که شاهد بر شکنجه مؤمنانند، بدانند که خدا شاهد بر آنان و کار آنهاست. « شاهد و مشهود – وَهُمْ عَلَى مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ »

۸-پایدارى بر ایمان، تاوان دارد. « وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن یُؤْمِنُوا »[جمله «یؤمنوا» به جاى «آمنوا» رمز آن است که کفّار از پایدارى مؤمنان ناراحت بودند و اگر دست بر مى‏داشتند شکنجه‏اى در کار نبود.]

۹-منطق کافر، تهدید و انتقام است. « وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ »

۱۰-در نزد کفّار، ایمان بزرگ‏ترین جرم است و جز با دست برداشتن از ایمان به چیز دیگرى راضى نمى‏شوند. « وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن یُؤْمِنُوا…»

۱۱-کافران بدانند که حامى مؤمنین خداى عزیز است که قدرت انتقام دارد. « یُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِیزِ»

۱۲-جاذبه اتّصال به خداى قادر، اشکالات وارده بر شهادت و از جان گذشتگى در راه خدا را حل مى‏کند. « یُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ »(6)

 

منبع dastanquran.blogfa.com

برچسب ها : , , ,

توجه : تمام حقوق مطالب برای قرآن آسان محفوظ می باشد.

نظرات ارسال شده

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی