حکایت ها و داستان ها

نگــاهــی متفـــاوت بــه قرآن
A Different View on design

quraneasan.ir

حکایت ها و داستان ها

پست شماره 107
,
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

 

روزی سلطان سلیمان که از سلاطین عثمانی بود، قصد زیارت مرقد پاک امام علی علیه السلام را کرد. او نزدیکی حرم، از اسب پایین آمد تا با پای پیاده به حرم برود. در این میان، یکی از همراهان بر او خرده گرفت که شما شأن خود را با این عمل پایین آورید، ولی سلطان گفت: احترام امیرمؤمنان علی علیه السلام بر من واجب است. آن فرد اصرار کرد تا به قرآن تفأل زده شود. سلطان نیز چنین کرد و این آیه در اول صفحه نمایان شد:

فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوًی؛ (طه:12)

کفش هایت را درآور؛ چرا که در مکان مقدسی هستی

مجلات گلبرگ شماره 97

 

 

منبع dastanquran.blogfa.com

برچسب ها : , , ,

توجه : تمام حقوق مطالب برای قرآن آسان محفوظ می باشد.

نظرات ارسال شده

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی