حکایت ها و داستان ها

نگــاهــی متفـــاوت بــه قرآن
A Different View on design

quraneasan.ir

حکایت ها و داستان ها

پست شماره 106
,

 

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم

عبدالاعلى مى گويد:
در بين راه مدينه به حضرت صادق عليه السلام برخورد كردم . روز بسيار گرمى بود، گفتم :
فدايت شوم با آن مقامى كه پيش خداوند دارى و از خويشان رسول خدا عليه السلام مى باشى ، چرا در اين گرما خود را اين چنين به زحمت انداخته اى ؟
امام عليه السلام فرمود:
عبدالاعلى ! من براى جستجوى روزى بيرون آمدم تا از مثل تو بى نياز شوم


  بحار : ج 47، ص 55

 

منبع dastanquran.blogfa.com/

برچسب ها : , , ,

توجه : تمام حقوق مطالب برای قرآن آسان محفوظ می باشد.

نظرات ارسال شده

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی