حکایت های قرآنی

نگــاهــی متفـــاوت بــه قرآن
A Different View on design

quraneasan.ir

حکایت های قرآنی

پست شماره 105
,

حکایت های قرآنی

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

ابوالمعالى همان كسى است كه پس از اقامت مديدى در مكه و مدينه بسوى نيشابور مراجعت كرده ، و در آن روز كه زمان سلطنت الب ارسلان سلجوقى بود، و نظام الملك دانشمند مشهور هم بمقام وزارت منصوب بود، نظام الملك براى امام الحرمين مدرسه نظاميه را ساخته و خطابه تدريس مدرسه را بايشان تفويض كرد.
پدر او شيخ ابو محمد عبدالله از فضلاء و پرهيزكاران زمان خودش بود، و بوسيله كتابت و استنساخ(رونوشت برداشتن از نوشته یا کتابی   (فرهنگ معین)  ) كتاب تاءمين معاش ‍ مينمود، و از اين كار حلال و از دسترنج خود پولى جمع كرده و يك كنيزى خريدارى كرد، اين كنيز با اعمال صالح و صفات حميده موصوف بود:
شيخ ابومحمد از همان كسب حلال خود معاش كنيز خود را اداره ميكرد، و كنيز پس از مدتى حامله شد، البته شيخ پس از اين بيشتر در قسمت حلال بودن آذوقه و خوراك خودشان مراقبت مينمود.
شيخ در آن هنگاميكه كنيزش وضع حمل كرد سفارش اكيدى نمود كه : مبادا اين بچه از شير زنهاى ديگر خورده و زحمات و كوششهاى ما بنتيجه نرسد.
اين بچه همان امام الحرمين است كه چون اين اندازه در تربيت و رشد او مواظبت نمودند البته در آينده يك شخص برجسته و داراى روحانيت بارزى خواهد شد.
شيخ يكروز داخل اطاق شد: كنيز (مادر بچه ) كسالت داشت و از اين لحاظ بچه گريه ميكرد، و يكى از زنهاى همسايه كه حضور داشت براى اينكه بچه را ساكت و آرام كند، بچه را در بغل گرفته و پستان خود را در دهان بچه گذاشت ، بچه مقدارى از شير آن زن خورده و آرامى گرفت .
شيخ چون از اين قضيه آگاهى يافت ، سخت متاءثر شد و سپس ‍ بچه را گرفته سر پائين نگه داشته و با دست خود شكم بچه را ميماليد و با انگشتش دهان بچه را باز ميكرد تا اينكه بچه آن شيرى را كه خورده بود از دهانش بريخت .
شيخ در همان موقع ميگفت : مرگ بچه ام براى من آسان تر باشد از اينكه زنده بماند در حاليكه طبيعت او آلوده بفساد و سرشته با يك شير مجهولى است .(1)
نتيجه :
در زمان گذشته كه مردم توجهى به روحانيت و تقوى و جهات معنوى داشتند؛ در موضوع كسب و تحصيل مال حلال اهميت زيادى داده و باموال ديگران طمع نبرده ، و در معاملات خود بى انصافى ننموده ، از مال حرام و خوراك مشتبه پرهيز ميكردند.
اشخاص بزرگ و مردمان پرهيز كار ميدانستند كه : غذاى حرام و لقمه مشتبه نورانيت قلب را خاموش كرده . و توفيق و توجه را از آدمى سلب ميكند.
طوريكه غذاى مسموم آدمى را مسموم و قواى جسمانى را از كار مى اندازد، همچنين است غذائيكه از جهت معنى ناپاك و آلوده باشد كه : روح را گرفته و كدر و قواى روحانى را از فعاليت و عمل باز خواهد داشت .(2)

1-(ابن خلكان )
2-در باب نكاح وسائل الشيعه ، رواياتى نقل ميكند كه : صلاح نباشد از شير زنهائيكه صالحه نباشند بچه را شير بدهند. مانند زنيكه منسوب به زناء است يا يهوديه و نصرانيه و مجوسيه است يا از خوردن محرمات باشد و يا از جهت صورت بد منظر باشد. حضرت اميرالمؤ منين (ع ) ميفرمايد: زنيكه احمق است بچه هاى شما شير ندهد زيرا كه شير طبيعت انسانرا عوض خواهد كرد

 

منبع dastanquran.blogfa.com

برچسب ها : , , ,

توجه : تمام حقوق مطالب برای قرآن آسان محفوظ می باشد.

نظرات ارسال شده

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی